حدیث
سوگند به خدا امام شما سالیان درازی غایب می شود و چشم های مومنین در فراق او اشکباران است

سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۱ Tuesday, 7 February , 2023 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1861 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 178×
پ
پ

ميلاد قمر بنى هاشم حضرت اباالفضل العباس مبارك باد.

یا علی! این کیست می‌آید شتابان سوی تو؟
با قدی رعنا و بازویی چنان بازوی تو؟

او که می‌آید، تو احساس جوانی می‌کنی
باز یادِ رزم و شور پهلوانی می‌کنی

آمده پیش تو تا مشق سپه‌داری کند
تا به سبک حیدری تمرینِ کرّاری کند

می‌زند زانو که رسمت را بیاموزد، علی!
با چه شوقی، بر لبانت چشم می‌دوزد، علی!

مانده‌ام در بهت شاگردی که استادش تو‌یی
هم چراغ رفتن و هم نور ایجادش تو‌یی

من شنیدم بارها آن اسم زیبا را، ولی
چیز دیگر بود، عباسی که تو گفتی، علی!

با صدایی مهربان، گفتی: بیا عباس من!
تیغ را بردار، با نام خدا عباس من!

نورِ چشمان علی! پیش پدر چرخی بزن
شیرِ من! شمشیر را بالا ببر، چرخی بزن

این چنین با هر دو دستت تیغ را حرکت بده
دست چپ را هم به وزن تیغ خود عادت بده

فکر کن، هر حالتی بر جنگ حاکم می‌شود
دستِ چپ، عباس من! یک وقت لازم می‌شود

الامان از چشم شور و تیر پنهانی، پسر!
کاش می‌شد چشمهایت را بپوشانی، پسر!

بی نقاب، ای جلوه حسن خدادادی، نجنگ
سعی کن تا می‌شود بی خـودِ فولادی، نجنگ

تشنه‌ای، فهمیدم از آنجا که شیداتر شدی
تا لبانت خشک شد عباس! زیباتر شدی

خوب می‌دانم به فکر ذوالفقار افتاده‌ای
بی قراری می‌کنی، حقّا که حیدر زاده‌ای

رمز از جا کندنش یادت بماند «یا علی»‌ ست
آخر این «لا سَیف» وقفِ «لا فتی الا علی» ‌ست

حالت «عین» علی دارد سرِ تیغ دو دم
من خودم هم «یا علی» می‌گفتم، آن را می‌زدم

رزم عباس و علی، به به! چه رزمی می‌شود!
ساقی و سقا کنار هم، چه بزمی می‌شود!

مثل اینکه باز دستی آشنا، در می‌زند
سرخوشی با من؛ ولی این دست خوشتر می‌زند

خواهشت را از نگاهت خوانده‌ام؛ باشد! برو
درس اینجا ختم شد؛ دیگر حسین آمد، برو

شاعر : قاسم صرافان

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.